سلام..."همیشه می مونم تو این که بعد از سلام چی بگم؟"
ممنون از همه ی دوستایی که تو این مدتی که من نبودم بودن"و چه مدت طولانی بود...15 روز"...از لطفشون...ازهمراهیشون و نظراشون که واسه من خیلی عزیزه.
امروز تـــــــــــــــــــــولــــــــــــــــــــدمــــــــــــــــــــه...امروز بیست ساله میشم...سنی که فکر می کنم خیلی باحاله...میدونم هنوز خیلی کوچولوام ولی چون دلم می خواد بزرگ بشم فکر کنم دارم بزرگ میشم.حالا تا بزرگ شدنو چی معنی کنی!
بگذریم
امروز باید چیکار کرد؟....دلم می خواد بعد از این همه نالیدن از غم دنیا که هیچ وقت تمومی نداره امروز داد بزنم...هوار بکشمو عقده های دلمو خالی کنم...می خوام هر چی ته دلم مونده بریزم بیرون از این به بعد به غم دنیا پشت کنم...یه جورایی یه شروع....
خوب من نمی دونم چه جوری باید تولد بگیرم...من فقط هدیه گرفتنو بلدم
...چیکار کنم؟اصلا مگه من باید تولد بگیرم
....دوستام باید واسم تولد بگیرن
...نه؟
خوب من تولد می خوام......یکی واسم تولد تولد بخونه....می خوام با همه ی دوستام که اینجا تو گریه هام شریک بودن داد بزنمو واسه خودم بخونم...مث اینا
و اما هدیه خودم به خودم..."تو دلت می گی چه خودخواه و مامانی.نه؟"

و یه یادگاری واسه شما
از تولد من...آخه من روز تولدمو خیلی دوس دارم.


